عزادار حقیقی

 

عزاداری چيست؟
ارزش و نقش عزاداری
مراتب عزاداری و عزاداران

   عزاداري چيست؟

عزاداري از مقوله ياد و ذكر است. ياد كسي كه به مصيبتي دچار شده است و ياد كسي كه به علل طبيعي و غير طبيعي از قبيل قتل، حادثه و امثال اينها از دنيا رفته است.

شكي نيست كه انسان موجودي است كه طبيعتاً فراموشكار است و نسبت به چيزهايي كه توجه به آنها برايش مفيد است، دچار غفلت مي شود. در اين مواقع يادآوري و تذكّر آن چيز انسان را از ابتلا به حوادثي برايش مضرّ است نجات مي دهد و از آثار خوب توجه به آن چيز مفيد، بهره مند مي سازذ.

يكي از قوانين مهم خلقت اين است كه هر چيزي كه براي سعادت دنيا و آخرت انسان مفيد، لازم و ضروري باشد،غفلت از آن انسان را دچار خسران دنيوي و يا اخروي مي كند و به همين دليل لازم است به هر وسيله ممكن او را متوجه آن چيز مهم كرد و غفلت او را بر طرف ساخت.

غمگين شدن، نارضايتي، تباكي، گريستن، جامه عزا بر تن كردن و ...همگي درجات و يا به بيان ديگر مراتبي از عزاداري اند؛ وسيله اي براى ذكر كسي كه به گونه اي از دست داده ايم ، راهي براى شناخت و سازندگي .

                                   ارزش و نقش عزاداری                                    

 موضوع زيارت قبور مطهر و مقدّس معصومين (عليهم السلام) و اولياي دين و نيز توسل به ايشان و سوگواري در ايّام شهادت، همچنين بزرگداشت ايّام ميلادشان و يا ايّامي كه به نحوي به آن انوار طيبه مربوط است، به خصوص در مورد سيّد الشهدا(ع) ، از مهمترين موضوعاتي است كه در فرهنگ اسلام و البته در عقايد شيعي، جايگاه بسيار رفيعي دارد.

هيچ عملي به اندازهء برپايي عزاداري براي امام حسين(ع) در حفظ دين از انحرافات و از هجوم بي امان دشمنان اسلام براي نابودي دين و همچنين توسعه فرهنگ ديني مؤثر نبوده و نيست. مي توان چنين مجالسي را مهمترين "وسيله" براي صيانت از كيان دين و جامعه اسلامي و نيز بسط روح دين و دينداري دانست. چه زيبا فرمود رهبر كبير انقلاب، امام خميني (ره) :

امام حسين (ع) نجات داد اسلام را، ما براي يك آدمي كه نجات داده اسلام را و رفته و كشته شده، هر روز بايد گريه كنيم، ما هر روز بايد منبر برويم براي حفظ اين مكتب. محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است. فداكاري سيّدالشهدا (ع) است كه اسلام را براي ما زنده نگه داشته است. 

(صحيفه نور، ج 8، ص 69)

متأسفانه عزاداري ها با همهء اهميّت و جايگاه مهمي كه دارند، در طول زمان دچار آفات، خطرات و انحرافاتي شده است كه اين "وسيله" مهم را تا حدودي كمرنگ كرده است.

هيچ ديني و هيچ ملّتي در جهان، چنين "وسيله" قدرتمندي را براي پيشرفت و سعادت در دست ندارد.

با وجود بيان فلسفه عزاداري و نيز شرح زيارت عاشورا در مجالس عزاداري، به نظر مي رسد هنوز نتوانسته ايم از اين "وسيله" با عظمت استفاده كافي و لازم را براي پيشبرد اهداف مقدّس دين و مبارزه با دشمنان خونين آن بنماييم، باشد كه با درك صحيح از اين موضوع گامهايي سازنده در جهت پيشرفت اهداف فرهنگ شيعي برداريم و به اين فرمايش نوراني اميرالمؤمنين (عليه السلام) عمل كرده باشيم كه:

اِذا لَمْ يَكُنْ ما تُريدُ فَاردْ ما يَكونُ:

هر گاه آنچه را مي خواهي نيست پس آنچه را كه هست بخواه

(غررالحكم، ج3، ص135)

مراتب سير و سلوك عزادار

عزاداران، همانند مؤمنان داراي درجات و مراتب مختلفي هستند كه هر مرتبه، درجه و جايگاه عزادار را در نظام انسانيت و در نزد خداوند و نيز ميزان قرب او را به سيّدالشهدا (ع) نشان مي دهد.البته تمامي درجات عزاداري داراي اجر و ثواب الهي است و هر مرتبه خير و ثوابي را نصيب عزادار مي كند.

مراتب سير و سلوك عزادار عبارتند از:
مرتبه اول عزاداری
مرتبه دوم عزاداری
مرتبه سوم عزاداری
مرتبه چهارم عزاداری

مرتبه پنجم عزاداری

بر گرفته از كتاب عزادار حقيقی ،  اثر: محمد شجاعی

مداحی

»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
 

داستان جزيره خضراء

بر گرفته از کتاب : حضرت مهدى عليه السلام فروغ تابان ولايت
مؤ لف : محمد محمدى اشتهاردى
در داستانى كه در مورد تشرف على بن فاضل مازندرانى در سال 690 هجرى در جزيره ((خضراء)) از طرق بسيار موثق نقل شده حاكى است كه اقامتگاه امام قائم عليه السلام و همسران و فرزنداش در جزيره ((خضراء)) است اينك اصل داستان را از كتاب اثباة الهداة نقل مى كنيم :
علامه مجلسى در بحار الاءنوار از يحيى بن فضل در كتاب ((رسالة البحر الابيض و الجزيرة الخضراء)) از على بن فاضل مازندرانى مجاور نجف در حديث بسيار طولانى چنين نقل مى كند:
وارد شهرى از شهرهاى غرب (اسپانيا) شدم مركبهائى از بلاد امام عصر(عج ) وارد آنجا شد، يكى از مسافرين آنها پيرمردى بود كه چون مرا ديد گفت : نام تو چيست ؟ گمان مى كنم على باشد.
گفتم : آرى ،
گفت : نام پدرت چيست ؟ گويا فاضل باشد؟
گفتم : آرى ، چه خوب نام من و پدرم را مى شناسى .
گفت : بدان كه نام و اصل و وصف و خصوصيات ترا براى من بيان كرده اند و من تا جزيره خضراء با تو هستم .
بسيار خوشحال شدم مرا با خود به دريا برد، روز شانزدهم به آب سفيدى رسيديم ، پرسيدم اينجا كجاست ؟
گفت : بحر ابيض است و آن جزيره خضراء است كه اين آب سفيد اطرافش ‍ را گرفته است و به حكمت خداوند چون كشتيها و وسائل نقليه ديگر دشمنان به اينجا رسند غرق مى شوند و به آن حضرت دست نيابند. سپس ‍ وارد جزيره خضراء شديم و رفتيم در مسجد، شخصى بنام ((سيد شمس ‍ الدين )) را ديدم كه مى گفت : من از نوه هاى امام عصر(عج ) هستم ، پس از گفتگوئى به او گفتم : هرگز امام را ديده اى ؟ گفت : نه ولى پدرم نقل كرد كه صداى امام را شنيده ام و خودش را نديده ام و اما جدم ، هم خودش را ديده است و هم صدايش را شنيده است ، آنگاه با آن سيد از شهر بيرون رفتيم و به پيرمردى رسيديم ، از سيد احوال آن پيرمرد را پرسيدم ، گفت : اين كوه را مى بينى ، در وسط آن جاى خرمى است و در آن چشمه اى است و كنار چشمه ، قبه اى است و اين مرد با رفيقش خادم آن قبه است ، من هر صبح جمعه مى روم آنجا خدمت امام عصر(عج ) (البته با توجه به آغاز حديث ، خود امام را نمى بيند و صدايش را نمى شنود) و در قبه دو ركعت نماز مى خوانم و كاغذى مى يابم كه در آن حكم مرافعه اى را كه در هفته به من رجوع مى كنند در آن نوشته ، كاغذ را برمى دارم و هر چه در آن نوشته به آن عمل مى كنم .
على بن فاضل گويد: از خادمها خواهش كردم مرا به حضور امام (عج ) ببرند، گفتند: راهى ندارد، آن رفيقم به من گفت : دستور آمده كه تو را به وطن برگردانم ، براى من و تو مخالفت روا نيست .(37)
ناگفته نماند كه على بن فاضل داستان خود را به طور مفصل در كتابى بنام ((الفوائد الشمسيه )) آورده است ، و ضمنا به احتمال قوى آن آب سفيد كه در داستان فوق آمده همانند يك حصار محكم و مجهز، دشمن را از آن جزيره دفع مى كند.
بعضى از نويسندگان به عنوان احتمال مطرح كرده اند كه شايد اين جزيره خضراء (با توجه به آب سفيد و ساير خصوصيات كه در داستان آمده بود) همان مثلث برمودا كه از عجيب ترين و مرموزترين مكانهاى روى زمين است و در غربى ترين اقيانوس اطلس قرار دارد باشد.
از عجائب مثلث برمودا اينكه هر هواپيما يا كشتى به حدود آن برود بطور اسرارآميزى ناپديد مى گردد، و جالب اينكه آبهاى آن سفيد است ، و هر روز خبر غرق شدن تعداد تازه اى از كشتيهاى اقيانوس پيما در آبهاى سفيد ((مثلث برمودا)) به گوش رسيده است .
خلبانها و ملوانهائى كه در اين منطقه حوادثى را تجربه كرده اند گزارش ‍ داده اند كه در مسير خود، به صورت اسرارآميزى تغيير جهت حاصل شده و به مناطقى كه تصميم نداشته اند هدايت شده اند.(38)

 

 

عظمت نماز و پيامدهاى سبك شمردن آن

بسم الله الرحمن الرحیم

با حذف اسناد از سرور زنان ، فاطمه ، دختر سرور پيامبران - كه درودهاى خداوند بر او و بر پدر بزرگوار و شوى گرامى و پسران اوصياء او باد! - نقل مى كنم كه وى از پدر بزرگوارش حضرت محمّد (ص ) پرسيد اى پدر جان ! سزاى هر مرد و زنى كه نماز را سبك بشمارد، چيست ؟ فرمود: اى فاطمه ، هر كس چه مرد باشد و چه زن ، نمازش را سبك بشمارد، خداوند او را به پانزده مصيبت گرفتار مى نمايد: شش چيز در دار دنيا، و سه چيز هنگام مرگ ، و سه چيز در قبرش ، و سه چيز در قيامت هنگام بيرون آمدن از قبر.
امّا مصيبتهايى كه در دار دنيا بدان مبتلا مى گردد:
نخست اينكه : خداوند، خير و بركت را از عمر او برمى دارد.
دوّم اينكه : خداوند، خير و بركت را از روزى اش برمى دارد.
سوّم اينكه : خداوند - عزّوجلّ - نشانه صالحان را از چهره او محو مى فرمايد.
چهارم اينكه : در برابر اعمالى كه انجام داده اجر و پاداش به او داده نمى شود.
پنجم اينكه : دعاى او به سوى آسمان بالا نمى رود و مستجاب نمى گردد.
ششم اينكه : هيچ بهره اى در دعاى بندگان شايسته خدا نداشته و مشمول دعاى آنان نخواهد بود.
و امّا مصائبى كه هنگام مرگ به او مى رسد:
نخست اينكه : با حالت خوارى و زبونى جان مى دهد.
دوّم اينكه : گرسنه مى ميرد.
سوّم اينكه : تشنه جان مى سپارد، به گونه اى كه اگر آب تمام رودخانه هاى دنيا را به او بدهند، سيراب نگشته و تشنگى اش برطرف نخواهد شد.
و امّا مصيبتهايى كه در قبرش بدان گرفتار مى گردد:
اوّل اينكه : خداوند فرشته اى را بر او مى گمارد تا او را در قبر نگران و پريشان نموده و از جايش بركَنَد.
دوّم اينكه : خداوند گور را بر او تنگ مى گرداند.
سوّم اينكه : قبرش تاريك مى شود.
و امّا مصائبى كه در روز قيامت ، هنگام بيرون آمدن از قبر، بدان مبتلا مى شود:
نخست اينكه : خداوند فرشته اى را بر او مى گمارد تا در حالى كه مردم به او مى نگرند، او را به رو بر زمين بِكَشَد.
دوّم اينكه : سخت از او حساب مى كشند.
سوّم اينكه : خداوند هرگز نظر [رحمت ] به او ننموده و [از بديها] پاكيزه اش نمى گرداند، و براى او عذاب دردناكى خواهد بود

عید سعید فطر مبارک

 

عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

طبيعت با بهار طراوت مى‏يابد و معنويت با بهار رمضان اوج مى‏گيرد. بهار طبيعت با نوروز آغاز مى‏شود و بهار معنويت با ماه رمضان. سردى طبيعت با شكوفه‏هاى بهارى و سرود بلبلان رخت بر مى‏بندد و يخهاى عصيان و نافرمانى، با زمزمه‏هاى نيمه شب رمضان و ترنم دعاى رمضانيان آب مى‏شود. در رمضان است كه مى‏توان هفت شهر عشق را پيمود و ديو نفس را بر زمين افكند و در عيد فطر پيروزى فطرت بر شهوت را، جشن گرفت.

امام زمان و یادمادر

 حضرت ولى عصر- عجل‏اللَّه تعالى فرجه الشريف- در طول عمرش بيش از ساير ائمه مظلوميت مادر را ياد مى‏كند و روزى كه ظهور مى‏كند، به مدينه مى‏آيد و ناله‏ها و استغاثه‏هاى فاطمه عليهاالسلام را متذكر مى‏گردد و مى‏گويد: اى مادر! امروز از قاتلانت انتقام مى‏گيرم و آنان را به سزاى اعمالشان مى‏رسانم. آنگاه به سراغ قبر قاتلان او آيد و با اذن خدا آن دو را زنده مى‏كند و سؤال كند: به چه جرمى مادرم را مصدوم و مجروح كرديد؟ بچه‏اش را كشتيد؟ خانه‏اش را مورد تهاجم قرار داديد؟ سپس با شمشيرى كه در دست داد آنان را به قتل مى‏رساند و جسدشان را به آتش مى‏كشد و خاكسترشان را بر باد مى‏دهد.... (1)
آرى دل نازنين امام زمان عليه‏السلام هرگز از ياد غمها و غصه‏هاى مادر بزرگوارش فاطمه عليهاالسلام آرام نمى‏گيرد و مصائب او را فراموش نمى‏كند، زيرا فاطمه عليهاالسلام حجت و اسوه‏ى ائمه خوانده شده است، و در عمر كوتاهش شديدترين و دردناكترين مصيبتها را پشت سر گذاشته است.
يك حديث شريف از توقيع مبارك آقا امام زمان عليه‏السلام در مورد مادرش فاطمه عليهاالسلام مى‏فرمايد:
و فى ابنة رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله لى اسوة حسنة. (2)
در حالات و رفتار فاطمه عليهاالسلام دختر پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله، براى من سرمشق خوبى وجود دارد.
اين حديث، فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام را اسوه و الگو براى امام زمان عليه‏السلام نقل مى‏كند و مى‏رساند كه فاطمه عليهاالسلام نقش رهبرى دارد و ائمه‏ى اطهار عليهم‏السلام از او سرمشق مى‏گيرند.
حضرت امام حسن عسكرى عليه‏السلام نيز با تعبير كلى‏تر مى‏فرمايند:
نحن حجة اللَّه على الخلق، و فاطمة حجة علينا. (3)
ما براى تمام مخلوقات حجت هستيم و فاطمه عليهاالسلام مادرمان حجت ما مى‏باشد.
اين حديث نيز ضمن ياد امام حسن عسكرى از مادرش، آن حضرت را پيشواى ائمه ذكر مى‏كند و بالاخره حضرت امام باقر عليه‏السلام در يك حديث فوق‏العاده و عرفانى مى‏فرمايند: اطاعت فاطمه عليهاالسلام براى تمام مخلوقات عالم از جن و انس و پرندگان و حيوانات، حتى براى انبيا و ملائكه واجب گرديده است.
(لقد كانت عليهاالسلام مفروضة الطاعة على جميع من خلق اللّه من الجنّ والانس والطّير والوحش والانبياء والملائكة) (4)
اين اطاعت اگر چه تكوينى است نه تشريعى، ولى عظمت فاطمه عليهاالسلام را به ساير مخلوقات جهان حتّى انبياى پيشين در بر دارد.

هستی من رفته از دست 448 0:06:08

 

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

«يامولاتي يافاطمةأغيثيني»


يَافَاطِمَةُ الـزَّهراءُ يَا بِنتَ مُحَمَّدٍ، يَا قُرَّةَ عَينِ الرَّسُولِ،
يَا سَيِّدَتنَا وَ مَولاتَنا، إنّا تَوَجَّهنَا واستَشفَعنَا وَ
تَوَسَّلنَا بِکِ إلَي اللهِ، وَ قَدَّمنَاکِ بَينَ
يَدَي حَـاجَـاتِـنَـا، يَا وَجيهَةً
عِـندَاللهِ، إشـفَعي
لَناعِندَاللهِ.

 

« كونها شفيعة كبرى يوم القيامة لشيعتها و محبيها كابيها و بعلها و بنيها »


بزرگترين مقام شفاعت را در روز قيامت حضرت فاطمه زهراء(سلام الله عليها) همسان با پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) و اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) حائز مى باشد، بلكه مى توان گفت حضرت فاطمه زهراء(سلام الله عليها) را در اين رتبه و مقام امتيازاتى است مخصوص به خود و بى نظير.


بزرگداشت تشريف فرمائى بي بي عالمين به محشر و پيشگاه عرش الهى به نحوى است كه تمام توجهات بسوى آن وجود مقدسه معطوف خواهد شد، و امام(عليه السلام) در اين باره مى فرمايد: مقام شامخ حضرت فاطمه زهراء(سلام الله عليها) در روز قيامت چنان است كه حتى از نظر يك نفر هم پنهان نمى ماند.

 

 


شاید این جمعه بیاید....

اللهم كن لوليك الحجه ابن الحسن صلواتك عليه و على آبائه فى هذه الساعه و فى كل ساعه وليا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتى تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فيها طويلا.
از افق هاى دور, كسى مىآيد با تبر ابراهيم, زمزمه ى عيسى و صلابت موسى; با رسالت رسول بر دوش و ذوالفقار على در دست و خون حسين در رگ. چشمانم را ببين چشم انتظار است. دلم را نظاره كن, بى قرار است. دستانم را بنگر, چه مهياست! آن جا كه كوه هم از پاى مى افتد من ايستاده ام. از افق هاى دور كسى مىآيد با دستانى پر. بازآ كه با آمدنت بهار ماندنى است.


بسوی ظهور


نامه ای به امام عصر

اذان جمکران شوری به پا کرد             دلم را از غم عالم جدا کرد
صبا را گشته بودم محرم راز             مرا با رمز غیبت اشنا کرد
بخوان در دل تمنای فرج را          بگو شاید نگاهی هم به ما کرد
چو یعقوب از غم یوسف بنالید         به بوی جامه اش او را شفا کرد
نباشد گل به بستان در زمستان      گل نرگس به هر باغی وفا کرد
ببینیم در جهان عدل علی را             اگر امد حکومت را به پا کرد
اگر ابری بییاید روی خورشید      مشو نومید وباید بس دعا کرد
خدا یا عمر من را طاقتی بخش            که بینم غیبت کبری رها کرد


تاریخچه مسجد جمکران

يا صاحب الزمان ادركنا

به مردم بگو به اين مكان (مسجد مقدَس جمكران) رغبت كنند و آنرا عزيز دارند.

(از فرمايشات حضرت مهدى عليه السلام به حسن بن مثله جمكرانى)

مسجد مقدس جمكران در نزديكى شهر مقدس قم واقع شده و همواره پذيراى زائرينى از نقاط مختلف ايران و جهان مى باشد. اين مكان مقدس، تحت توجهات خاصه حضرت بقيه الله الاعظم(اوراحنا فداه) قرار دارد و آن حضرت از شيعيانشان خواسته اند كه به اين مكان مقدس روى آورند، چرا كه اين مكان، داراى زمين شريفى است و حق تعالي آن را از زمين هاي ديگر برگزيده است.

لذا سزاوار است كه زائرين عزيز، از بركات اين مكان مقدس، حداكثر استفاده را ببرند و مراقب باشند كه مسائل فرعي توجه شان را به خود جلد نكند و خود را در برابر حضرت مهدى (اوراحنا فداه) حاضر ببينند و از انجام اعمالي كه قلب مبارك آن حضرت را آزده مي سازد خوددارى كنند.

شايان توجه است كه علما و شيفتگان آن حضرت استفاده هاى فراوان از اين مسجد مقدس برده اند. بنابر اين سعى كنيد در اين مكان مقدس، لحظاتى را با عزيز خلوت كرده و خالصانه براى ظهور مقدس حضرتش دعا كنيد، چرا كه بر طرف شدن گرفتاريها تنها با ظهور آقا امكان پذير است.

شما اى زائران عزيز كه به اين محل نوراني مشرف شده است! در نظر داشته باشيد كه مسجد مقدس جمكران، محل رفت و آمد امام مهدى (اوراحنا فداه) است و آن حضرت بر اعمال همه ما در اين مكان نظارت دارند. لذا بگونه اى در اين مسجد باشيم كه آقا از ما خشنود شود و الطاف و عناياتش شامل حالمان گردد.


تاريخچه

شيخ حسن بن مثله جمكرانى مىگويد: من شب سه شنبه، 17 ماه مبارك رمضان سال 373 هجرى قمرى در خانه خود خوابيده بودم كه ناگاه جماعتى از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بيدار كردند و گفتند:

برخيز و مولاى خود حضرت مهدى عليه السلام را اجابت كن كه تو را طلب نموده است.

آنها مرا به محلى كه اكنون مسجد جمكران است آوردند، چون نيك نگاه كردم، تختى ديدم كه فرشى نيكو بر آن تخت گسترده شده و جوانى سى ساله بر آن تخت، تكيه بر بالش كرده و پيرمردى هم نزد او نشسته است، آن پير، حضرت خضر عليه السلام بود كه مرا امر به نشستن نمود، حضرت مهدى عليه السلام مرا به نام خودم خواند و فرمود:

برو به حسن مسلم (كه در اين زمين كشاورزى مىكند) بگو: اين زمين شريفى است و حق تعالى آن را از زمين هاى ديگر برگزيده است، و ديگر نبايد در آن كشاورزى كند.

عرض كردم: يا سيدى و مولاى! لازم است كه من دليل و نشانه اى داشته باشم و گرنه مردم حرف مرا قبول نمىكنند، آقا فرمود:

تو برو و آن رسالت را انجام بده، ما نشانه هايى براى آن قرار مىدهيم، و همچنين نزد سيد ابوالحسن (يكى از علماى قم ) برو و به او بگو: حسن مسلم را احضار كند و سود چند ساله را كه از زمين به دست آورده است، وصول كند و با آن پول در اين زمين مسجدى بنا نمايد.


نماز امام زمان عليه السلام

به مردم بگو: به اين مكان رغبت كنند و آنرا عزيز دارند و چهار ركعت نماز در آن گذارند.

دو ركعت اول:

به نيت نماز تحت مسجد است، در هر ركعت آن يك حمد و هفت بار (قل هوالله احد) خوانده مىشود و در حالت ركوع و سجود هم هفت مرتبه ذكر را تكرار كنند.

دو ركعت دوم:

به نيت نماز امام زمان عليه السلام خوانده مىشود، بد ين صورت كه سوره حمد را شروع كرده و آيه (اياك نعبد و اياك نستعين) صد مرتبه تكرار مىشود و بعد از آن، بقيه سوره حمد خوانده مىشود، و سپس سوره (قل هو الله احد) را فقط يك بار خوانده و به ركوع رفته و ذكر (سبحان ربى العظيم و بحمده) هفت مرتبه، پشت سر هم تكرار مىشود.

و سپس به سجود رفته و ذكر (سبحان ربى الاعلى و بحمده) نيز هفت مرتبه، پشت سر هم تكرار مىشود.

ركعت دوم را نيز به همين ترتيب خوانده، چون نماز به پايان برسد و سلام داده شود، يك بار گفته مىشود (لا اله الا الله) و به دنبال آن تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام خوانده شود وبعد از آن به سجده رفته و صد بار بگويند: (اللهم صل على محمد و آل محمد).

آنگاه امام عليه السلام فرمودند: هر كه اين دو ركعت نماز را در اين مكان (مسجد مقدس جمكران) بخواند مانند آن است كه دو ركعت نماز در كعبه خوانده باشد.

چون به راه افتاد م، چند قدمى هنوز نرفته بودم كه دوباره مرا باز خواندند و فرمودند:

بزى در گله جعفر كاشانى است، آنرا خريدارى كن و بدين مكان آور و آنرا بكش و بين بيماران انقاق كن، هر بيمار و مريضى كه از گوشت آن بخورد، حق تعالى او را شفا دهد.

حسن بن مثله جمكرانى مىگويد: من به خانه بازگشتم و تمام شب را در اند يشه بودم، تا اينكه نماز صبح را خوانده و به سراغ على المنذ ر رفتم و ماجراى شب گذشته را براى او نقل كردم و با او به همان مكان شب گذشته رفتيم، و در آنجا زنجيرهايى را ديديم كه طبق فرموده امام عليه السلام حدود بناى مسجد را نشان مىداد.

سپس به قم نزد سيد ابوالحسن رضا رفتيم و چون به در خانه او رسيد يم، خادم او گفت: آيا تو از جمكران هستى؟ به او گفتم: بلى! خادم گفت: سيد از سحر در انتظار تو است. آنگاه به درون خانه رفتيم و سيد مرا گرامى داشت و گفت: اى حسن بن مثله من در خواب بودم كه شخصى به من گفت:

حسن به مثله، از جمكران نزد تو مىآيد، هر چه او گويد، تصديق كن و به قول او اعتماد نما، كه سخن او سخن ماست و قول او را رد نكن.

از هنگام بيدار شدن تا اين ساعت منتظر تو بودم، آنگاه من ماجراى شب گذشته را براى وى تعريف كردم، سيد بلافاصله فرمود تا اسب ها را زين نهادند و بيرون آوردند و سوار شديم، چون به نزديك روستاى جمكران رسيد يم، گله جعفر كاشاني را ديد يم، آن بز از پس همه گوسفندان مىآمد، چون به ميان گله رفتم، همينكه بز مرا ديد به طرف من دويد، جعفر سوگند ياد كرد كه اين بز در گله من نبوده و تاكنون آنرا نديده بودم، به هر حال آن بز را به محل مسجد آورده و آن را ذبح كرده و هر بيمارى كه گوشت آن تناول كرد، با عنايت خداوند تبارك و تعالى و حضرت بقيه الله ارواحنا فداه شفا يافت.

ابو الحسن رضا، حسن مسلم را احضار كرده و منافع زمين را از او گرفت و مسجد جمكران را ينا كرد و آن را با چوب پوشانيد.

سپس زنجيرها و ميخ ها را با خود به قم برد و در خانه خود گذاشت، هر بيمار و دردمندى كه خود را به آن زنجيرها مىماليد، خداى تعالى او را شفاى عاجل مىفرمود، پس از فوت سيد ابوالحسن، آن زنجيرها ناپديد شد و ديگر كسى آنها را نديد.

(تلخيص از كتاب نجم الثاقب، ص 383

خطبه غدیر

 حادثه اي رخ داد كه مي توانست سعادت ابدي بشريت را تضمين كند و براي هميشه , انسانها را از ضلالت و گمراهي نجات بخشد , به اين جهت , داستان غدير يك قصه تاريخي خاص نيست كه زمان آن گذشته باشد و همين طور يك حادثه شخصي نيز نيست كه پيامبر فقط علي (ع ) را به عنوان وصي خود (آنچنان كه شيعيان مي گويند) و يا به عنوان محبوب جامعه اسلامي (آنچنان كه اهل سنت مدعي هستند) معرفي نموده و در نتيجه تاريخ مصرف آن گذشته باشد , بلكه در غدير خم تاريخ كل بشريت رقم خورد , چرا كه امامت امامان در طول تاريخ مطرح و تبيين شد , حقيقتي كه از اميرمومنان آغاز مي شود و به مهدي صاحب الزمان (ع ) منتهي مي گردد.

آخر الزمان یعنی چه؟

 

بیایید آخرالزمان را با هم و به زبان خودمان درد و دل کنیم.

آخر الزمان یعنی:

انتشار کتاب آیات شیطانی ‌‌‌ِ رویای شبانه پوست به استخوان چسبیده های جهان ِ یعنی اخراج دختران با حجاب از مراکز آموزشی ِ یعنی گور های هزار نفری و کشتار هشت هزار انسان بی گناه به جرم شیعه بودن ِ یعنی رئیس جمهور هم جنس باز و آزادی هم جنس بازان... یعنی ایدز بلای قرن...

 آخر الزمان یعنی...

با مد پیش رفتن...یعنی عصر دخترانی که موتور سوار می شوند و پسرهایی که زیر ابرو بر می دارند...و پسر و دخترهایی که به سگ هایشان می بالند...یعنی پسر و دخترو پدر و مادرانی که با هم فیلم های ماهواره ای می بینند...یعنی زنان به شکل مردان و مردان به شکل زنان...یعنی به نمایش گذاشتن همسر...یعنی شکستن حداقل مرزهای حرمت و انتشار بی غیرتی...

آخر الزمان یعنی...

امتحان سخت الهی...یعنی سخت شدن دین داری تا حد نگه داشتن آتش در کف دست...یعنی هر روز عاشورا و هر مکان کربلا...یعنی آه پرسوز منتظران مهدی(عج)... یعنی زمان خودسازی انصار امام زمان...یعنیدعای بسیار برای تعجیل در فرج امام زمان(عج)...یعنی کوشش در اصلاح خودو جامعه برای مهیا شدن ظهور...و در یک کلام و البته هزاران معنی:هر که در عین بلا شیعه بماند مرد است.

 

امام حسن(ع)

 

روز دلشادي گيتي
السلام‌عليک يا ابا‌محمّد الحسن بن علي

یا علی (ع)

ماه دگر در دل شب نشنود

صوت مناجات و دعاي علي(ع)

 

چرا دعا های ما قبول نمیگردد

وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ ( سورة غافر: ۶۰ )
پروردگار شما می فرمايد: مرا بخوانيد، تا دعای شما را اجابت نمايم همانا کسانيکه از عبادت من تکبر می ورزند بزودی با خواری وارد دوزخ خواهند شد.

از ابراهیم ابن عجم (رح) یک عالم صده سوم ، معلم و دوست صفیان الثوری در مورد اين آيت قران مجید پرسیدند « که ما دعا‌ء میکنیم ولی مستجاب نميگردد » وی در پاسخ ایشان گفت:

   خداوند را ميشناسید ولی از او فرمان برداری نميکنيد.
   قران را تلاوت ميکنيد ولی به آن عمل نميکنيد.
   شيطان را ميشناسيد اما با او سازگار استيد.
   اظهار ميکنيد که محمد صلی الله و علیه و سلم را دوست داريد، اما سنت او را رها کرده ايد.
   ميگويد که بهشت را دوست داريد، اما برای بدست آوردن آن عمل نميکنيد.
   از آتش دورخ ميهراسيد ، اما از گناه اجتناب نمی ورزيد.
   ميگويد مرگ حق است اما برای آن آماده گی نميگيريد.
   از ديگران عيبجوی ميکنيد، اما تقصير خود را ناديده ميگيريد.
   از رزق که خداوند برايتان ارزاني داشته صرف ميکنيد، اما او را شکر گزاری نميکنيد.
   اجساد را در دفن ميکنيد ، ولی از آن عبرت نميگيريد.


برادر و خواهر مسلمان قبل از اينکه از اين صفحه خارج شويد - از خود بپرسيد که کدام یک از اين توضيحات فوق بشما بيشتر ميپيوندد و با خود برای اصلاح آن عهد کنيد.